۱۳۹۲/۰۹/۰۴

گمشده ی برای همه .

گمشده ی برای همه .
گمشده ی که همه درتکاپوی اوست, و ازهر کسی درهر جایگاه وموقعیتی که سوال شود, درزنده گی -ات چه می-خواهند؟ از لابلای سخن او به یک گمشده ی سر می-خوریم. به راستی آن گمشده ی همه چه است, درکجا وچطور می-توان انسان خود را به او رساند؟ اگر ازیک فردِ که درطبقه ی پایین جامعه قرار دارد, به طوری نمونه : ازیک شخص "گدا" که دست-اش جلو همه دراز است, پرسیده شود درزنده گی تنها چیزی که اگر داشته باش...ی, چه است؟ پاسخ او درنهایت امر این است که می-خواهم زنده گی کنم و "عزّت" داشته باشم. اگر ازیک دهقان , کارگر ویا کسبه کاری سوال شود, به خاطر چه این همه زحمت رامتحمل می-شوی؟ جواب شان به طور یقین "عزّت" خواهند بود, و تلاش شان فقط درراه رسیدن به گمشده ی است که دنبال او می-دوند. و یا از یک شخصِ که هیچ پا بند به ارزش ها و اخلاق نیست, پرسیده شود که چرا این کار ها راانجام می-دهی و ازاین طریق می-خواهی به چه برسی؟ پاسخ او این خواهد بود که می-خواهم از راه پول-دار شوم, تا عزت-مند زنده گی کنم. اگراز رهبران سیاسی , اجتماعی , دینی_مذهبی وازیک کسی که دراوج آسایش و رفاه زیست دارد, بپرسیم که خواسته ی نهایی-ات چه است؟ او به چیزی اشاره خواهند نمود که همان شخصِ گدا, دزد, دهقان, شاه و... دانبال-اش است. و به سراغ گمشده ی است که همه در جستجوی او می-باشد. و تنها مقصد مشترک انسان ها درزنده گی "عزّت" است. و این تنها گمشده ی است که هرانسانی که دراین کره خاکی نفس می-کشند_ بدون درنظرداشت کیش وآیین_ در تکاپوی او می-باشد, و همچون سرابِ که رسیدنِ به او مهال است. این گمشده "عزّت" در نزدِ هرجوینده ی تعریفی دارد و هر کسی ومکتبی به نوع خاص به او می-نگرد. ازدیدگاه اسلام عزت مختص به خداوند(ج) , پیامبران الهی ومؤمنین است. از نظرماتریالیست ها عزت در خوش- بختی وسروّت در این دنیا است و عزت- مند کسی است, که دنیا دارد. و هم- چنان از منظر بودیزم عزّت یعنی رسیدن در مرحله "نیروانا" که آخرین مرحله ی کمال است. هر کیش و هر فردی عزت را به گونه ی تفسیر می- کند و در نهایت امر می- رسیم به همان گمشده ی که همه در جستجوی اوست.

آزموده را آزمودن خطاست.

آزموده راآزمودن خطاست.
لیست نهایی کاندیدان ریاست جمهوری اسلامی افغانستان اعلان شد. درآن 11 نفر به عنوان افرادی که دارای شرایط و معیارهای یک انتخابات دموکراتیک و مردمی است, درج شده. دراین میان چهره های تکراری وشکست خورده ی دیده می-شود, که سابقه ناکامی درآزمون سیاسی سه دهه اخیردر این سزمین را درکارنامه ی شان دارند. سیاست ماکیاولیستی بعضی ازاین اشخاص بود, که تعداد زیادی ازهموطنان ما در اقصاء نقاط جها...ن مهاجر شدند, وهم-چنان بسا ازجوانان و مردم بی-گناه درمنازعات قدرت طلبی این-ها جان-های شان راازدست دادند وخانواده-های این مرزوبوم داغ حسرت فرزندان مهاجر و مفقودالاثر شان را در دل شان دفن نمودند. بعضی ازاین اشخاص بجای این-که محاکمه شوند, به عنوان افراد الگو –دارنده معیارهای دموکراتیک- برای مردم معرفی شده اند. اگرچند که "جامعه گوسفندی لیاقت چوپان گرگ صفت را دارند" ولی واقعات وحوادث چند دهه ی گذشته_ده هفتاد_ مردم ما را آب-دیده نموده و دراذهان شان حک شده و هرگز روزهای تلخِ که خبر مرگ جوانانِ شان را می-شنیدن و خفه و ساکت می-ماندن, جز دعا دیگر کاری ازدست شان بر نمی-آمد, فراموش نخواهند کرد. و این-بار مردم ما کسانی-که ناکام بودند, دوباره امتحان نخواهند کرد. دربین این 11 نفر هستند, کسانی-که به طورنسبی دست شان درخون مردم آلوده نبوده و با طرح وبرنامه واردِ میدان رقابت شده اند, شاید پلان ها وطرح شان در حدِ شعار باشد, ولی حداقل به امتحان اش می-ارزد. و دوباره آزموده راآزمودن خطاست.

۱۳۹۲/۰۷/۱۹

کابل از بالا منظره و نمایی دیگری دارد ، شهر که آسمانش پر از دود اما زیبا و دیدنی .
وقتی معلق درآسمان کابل چون پرنده پرواز کنی البته درون قفسه بنام "طیاره" ازپشت شیشه ای آن شهرشلوغ کابل را بنگری آنوقت زیبای اش را حس میکنی. اولین باربودکه کابل راازبالادیدم.
اینجا شهرخربوزه است .
دراینجا گرگ ها چوپان اند،دراین سرزمین وحشت وخیانت که بازیگران سیاسی آن روی ماکیاولی را شسته است،برای چوکی حتی چشم برادرش راکورمیکند.
دراینجاواژه عبرت مفهومی ندارد،دراینجاباورکن،اطاعت کن،جنگ کن.
درودبرموسولینی وهتلرکه حداقل مردبودن.

۱۳۹۲/۰۳/۲۸

امپراتوری مامه .
اندر حکایت اند که در بامیان شهری ازشهرهای افغانستان مامهء بودندی که درمحله خود امپراتوری بزرگی را ایجاد کردندی .
مردم محل ازهیبت و غضب مامه همیش در ترس و لرز بودی که مباد مورد خشم امپراتور قرارگرفتندی . روزی ازروز ها امپراتور گذربرحویلی محصلین افتیدندی , ناگهان چشمش به دمبوره افتیده  بسیار سری غضب شدی و بانگ بلند کردی , که ای اهل حویلی !
زود رنگ تان گم کردی ورنه جول وپلاس تان به زور بیرون انداختندی .
آوردندی که شخصی سیاس که تخلص به  " ف ... " کردندی  ازراه ملایمت , زبان چرب و استدلال وارد قضیه شدی , تا تامباد به غضب مامه گرفتار شدندی وامپراتور از عهد خود گذشتی .
این بود حکایت تلخ امپراتوری مامه .
بهار 1392 بامیان  

۱۳۹۲/۰۳/۱۵

برو

نمی خواهم دیگرچشم قشنگت
نمی خواهم دیگرمسیج و زنگت
گهی بامن گهی با دیگرانی
بروگمشو ! نبینم دیگه رنگت

بهار 1391 دره کِشرو

۱۳۹۲/۰۳/۰۹

بانو


بانو .
لبانش غتچهٔ گل اســـــــــت بانو
صدایش مثل بلبل اســــــت بانو
زعشقش دل به دریا میزنم من
عجـــب زیبا ومقبول اسـت بانو
نمی آید دراین روزها به مکتب
گمانم خیلی مشغول اســت بانو
به چشمانش نمیدانم چه رازاست
نگاهش خیلی مجهول است بانو
اگرپرسند مثالی گـــــــو برایش ؟
شکرباآب محلول اســـــــت بانو
خداوندا! رسان دستش به دستم
شفایی قلب مقتول اســـــت بانو

زمستان 1390 هرات